السيد موسى الشبيري الزنجاني
5723
كتاب النكاح ( فارسى )
استدلال نمىكنم ، من نمىخواهم بگويم همهء اين روايات دليل بر اشتراط ايمان است ، بلكه مىگويم : رواياتى كه خلق را به دين ضميمه كرده ، دليل بر اشتراط ايمان است چون ظاهر اين روايات اين است كه شرط صحت را بيان مىكند و كلمهء خلق هم كه قرينهء بر خلاف نيست پس دلالت بر مطلوب مىكند . اما روايتى كه امانت را به دين ضميمه كرده ، ما به آن استدلال نمىكنيم و آن روايت نيز با اين روايات منافات ندارد زيرا آن روايت علاوه بر ايمان كه شرط صحت است امانت كه شرط كمال است را هم ضميمه كرده است ولى ما به آن روايت استدلال نمىكنيم . اين مناقشهاى است كه بدواً در كلام صاحب جواهر به ذهن مىرسد . جواب اين مناقشه اين است كه صاحب جواهر مىخواهد بفرمايد : اين دو روايت [ روايت نبوى و راويت امام جواد عليه السلام ] داراى سياق واحد هستند بنابراين ، هر دو بايد معناى واحد را افاده كنند . و بعد از آن كه روايت امام جواد عليه السلام مشتمل بر اعتبار امانت است و أمانت دخالت در صحت ندارد بلكه شرط كمال است پس روايت نبوى هم كه با اين روايت سياق واحد دارد نيز بايد بگوييم در مقام بيان شرط كمال است و در مقام بيان شرط صحت نيست . پس همهء اين روايات ناظر به شرط كمال است و صاحب حدائق نمىتواند به اين روايات بر مختار خودش استدلال كند . اين فرمايش صاحب جواهر است كه نقطهء مقابل نظر صاحب رياض است اكنون نظر صاحب رياض را مطرح مىكنيم . نظر صاحب رياض رحمه الله : صاحب رياض نقطهء مقابل نظر صاحب جواهر را قائل است و مىفرمايد : ظاهر روايتى كه ايمان و امين بودن را معتبر دانسته است را أخذ مىكنيم . اگر گفته شود : أمين بودن مسلّم است كه شرط صحت ازدواج نيست ، مىگوييم اين روايات ، ناظر به شرائط صحت اصل ازدواج نيست ، بلكه ناظر به ولايت ولىّ است و به ولىّ